دست نوشته های من

متن مرتبط با «اولین» در سایت دست نوشته های من نوشته شده است

اولین روز 1401

  • نیلوبلاگ

    الان از خواب بیدار شدی، درجه تب تو رو گرفتم روی 38.2 بود ، دیشب هم چند بار بالا آوردی،بعد از سال تحویل رفتیم خونه مادرم و بعد خونه مادربزرگی ،بعد هم رفتیم باغ عمو علی رضا ولی زود برگشتیم چون دختر قشنگم حالش خوب نبود + نوشته شده در دوشنبه ۱ فروردین ۱۴۰۱ ساعت ۸:۴۲ ق.ظ توسط بابا محمد  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • سیزده به در و اولین روز کاری سال 96

  • نیلوبلاگ

    سلام گل قشنگم الان عمو صمد و خانمش اومده بودن خونه مون برای بازدید عید.تازه رفتن دیروز رفتیم سیزده رو به در کردیم .من و تو و مامانت و مادربزرگی .صبحانه رو کنار سد سلمان . ناهار رو وسط رودخانه بعد از دوزه سیمکان و بعد هم رفتیم میمند کمی عرقیات خریدیم و حدود ساعت 6 خونه بودیم.بعد از مرتب کردن وسایل نزدیک اذان مغرب رفتیم سمت پادگان و به رسم چشم سیاه اتیش کردیم و سبزه گره زدیم و سیب زمینی ...

    ادامه مطلب
  • فردا اولین روزی که میری خونه مادر بابا

  • نیلوبلاگ

    سلام گل قشنگ چند روزه مادر بزرگی بهونه گیر شده .آقا رضا اومده اونو برده خونه شون تا شاید بتونن کاری کنن، که تو دیگه اونجا نری الان آوردیم خونه مامان بابا و داریم به محبوبه یاد میدیم چه جوری تو رو دستشویی ببره و غذا بده و.... این نیز بگذرد بابا جون +xa0نوشته شده در xa0جمعه ۶ مرداد ۱۳۹۶ساعتxa0۹:۴۲ ب.ظxa0 توسطxa0بابا محمدxa0 |xa0 ...

    ادامه مطلب
  • سیزده به در و اولین روز کاری سال 96

  • نیلوبلاگ

    سلام گل قشنگم الان عمو صمد و خانمش اومده بودن خونه مون برای بازدید عید.تازه رفتن دیروز رفتیم سیزده رو به در کردیم .من و تو و مامانت و مادربزرگی .صبحانه رو کنار سد سلمان . ناهار رو وسط رودخانه بعد از دوزه سیمکان و بعد هم رفتیم میمند کمی عرقیات خریدیم و حدود ساعت 6 خونه بودیم.بعد از مرتب کردن وسایل نز...

    ادامه مطلب
  • فردا روز اول مهد کودک تو

  • نیلوبلاگ

    سلام گل قشنگم فردا روز اول مهد کودک برای تو ، یه دنیا نگرانی برای چشم سیاه ، بابا هم ،دو روز مرخصی گرفته، آخه روز اول و دوم هنوز سرویس به راه نیست الان کنار مامان توی اشژزخونه نشستی و به اصطلاح توی درست کردن کیک کمکش میکنی و شیرین زبونی داری میگی :بابا چقدر بد شده اخلاقش چونکه حرف بچه ها رو گوش نمیکنه دیشب هم وقت خواب من رو صدا زدی و گفتی :میخام لج مامان بشینم و بهش بگم گشنمه...

    ادامه مطلب