الان عمو صمد و خانمش اومده بودن خونه مون برای بازدید عید.تازه رفتن
دیروز رفتیم سیزده رو به در کردیم .من و تو و مامانت و مادربزرگی .صبحانه رو کنار سد سلمان . ناهار رو وسط رودخانه بعد از دوزه سیمکان و بعد هم رفتیم میمند کمی عرقیات خریدیم و حدود ساعت 6 خونه بودیم.بعد از مرتب کردن وسایل نزدیک اذان مغرب رفتیم سمت پادگان و به رسم چشم سیاه اتیش کردیم و سبزه گره زدیم و سیب زمینی زیر اتیش انداختیم و سیزده رو به در کردیم
امروز هم رفتیم سر کار و مهمترین اتفاق تصمیم گیری برای تعطیلی 5 شنبه ها در سال جدید بود