دست نوشته های من

متن مرتبط با «برگشت سیستم به قبل» در سایت دست نوشته های من نوشته شده است

یک روز مانده به پایان ۱۴۰۰

  • نیلوبلاگ

    سلام گل قشنگمالان من تو ماشین نشستم و تو با مامان رفتی لباس فرم مدرسه بخری،آخه امسال برات لباس فرم نخریدیم،بعضا هفته ای دو روز میرفتی با لباس فرم پارسال که الان کوچیکت شده، چند روز پیش اولین حقوقم رو از واحد ج... گرفتم ،بالاخره بعد از ۱۵ سال و ۶ ماه منتقل شدم شهر خودم،کنار تو و مامانچند روز بود حالم خوب نبود و دردهای معده داشتم،حالتی شبیه استرس،دیروز هم تب داشتم و الان مشکلی ندارم + نوشته شده در شنبه ۲۸ اسفند ۱۴۰۰ ساعت ۶:۲۷ ب.ظ توسط بابا محمد  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • سیزده به در و اولین روز کاری سال 96

  • نیلوبلاگ

    سلام گل قشنگم الان عمو صمد و خانمش اومده بودن خونه مون برای بازدید عید.تازه رفتن دیروز رفتیم سیزده رو به در کردیم .من و تو و مامانت و مادربزرگی .صبحانه رو کنار سد سلمان . ناهار رو وسط رودخانه بعد از دوزه سیمکان و بعد هم رفتیم میمند کمی عرقیات خریدیم و حدود ساعت 6 خونه بودیم.بعد از مرتب کردن وسایل نزدیک اذان مغرب رفتیم سمت پادگان و به رسم چشم سیاه اتیش کردیم و سبزه گره زدیم و سیب زمینی ...

    ادامه مطلب
  • سیزده به در و اولین روز کاری سال 96

  • نیلوبلاگ

    سلام گل قشنگم الان عمو صمد و خانمش اومده بودن خونه مون برای بازدید عید.تازه رفتن دیروز رفتیم سیزده رو به در کردیم .من و تو و مامانت و مادربزرگی .صبحانه رو کنار سد سلمان . ناهار رو وسط رودخانه بعد از دوزه سیمکان و بعد هم رفتیم میمند کمی عرقیات خریدیم و حدود ساعت 6 خونه بودیم.بعد از مرتب کردن وسایل نز...

    ادامه مطلب
  • برگشت از سی سخت

  • نیلوبلاگ

    سلام گل قشنگم صبح ساعت 9 از سیسخت حرکت کردیم،جاده پر پیچ و خم زیبا و بعد هم شهر یاسوج بدون تابلو راهنمای مسیر که ادم رو کلافه میکرد تا راه خروج از شهر پیدا کنه،شهر سپیدان و بعددهم شیراز ، و توقف های پی دی درپی برای خریددپسته و گردو و سیب و....در طول مسیر xa0و توقف کوتاه خونه خاله منصوره و صرف ناهر در رستوران بین راهی باعث شد که ساعت 5 عصر برسیم خونه من که تا رسیدم بی هوش افتادم و چشم سیاه هم که تا الان داره میشوره و میسابه تو هم که الان روی دوچرخه ثابت داری ورزش میکنی و با لب تاب فیلم نیگا میکنی...

    ادامه مطلب
  • 5 شنبه میریم مشهد

  • نیلوبلاگ

    سلام گل قشنگم از درد کلیه خوابم نبرد.چشم سیاه برام کیسه ابگرم درست کرد ولی چندان تاثیری نداشت الان تو مامان خواب هستین. چشم سیاه روزه گرفته.دیشب تو و مامانت رفتین احیا توی مسجد مصلی. حدود ساعت 4 صبح اومدم دنبالتون 5 شنبه قراره بریم مشهد.مادربزرگی هم باهامون میاد صبح دوباره رکاب دست و رکاب پا و نرمش ها و ورزش های هر روزه رو بعد از حدود 3 روز برات شروع کردم در مورد خونه خونه شیراز هم که فعلا اقای یوسفی دارن کارهاش رو انجام میدن قراره یه خواب اضاف کنن و اشژزخونه و اتاق خواب رو باهم جابجا کنن و حموم...

    ادامه مطلب