از درد کلیه خوابم نبرد.چشم سیاه برام کیسه ابگرم درست کرد ولی چندان تاثیری نداشت
الان تو مامان خواب هستین. چشم سیاه روزه گرفته.دیشب تو و مامانت رفتین احیا توی مسجد مصلی. حدود ساعت 4 صبح اومدم دنبالتون
5 شنبه قراره بریم مشهد.مادربزرگی هم باهامون میاد
صبح دوباره رکاب دست و رکاب پا و نرمش ها و ورزش های هر روزه رو بعد از حدود 3 روز برات شروع کردم
در مورد خونه خونه شیراز هم که فعلا اقای یوسفی دارن کارهاش رو انجام میدن
قراره یه خواب اضاف کنن و اشژزخونه و اتاق خواب رو باهم جابجا کنن و حموم رو وسط این دوتا
کلی هزینه داره که باید دوباره وام بگیرم
دست نوشته های من...ما را در سایت دست نوشته های من دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 224