اصفهان

خرید بک لینک
سلام گل قشنگم

الان میدون نقش جهان هستیم.من روی زیلو دراز کشیدم و تو و مامان و مادربزرگی رفتیم دور میدون برا بازدید از مغازه ها

امسال رفتیم نجف آباد جا گرفتیم.یه خونه ویلایی با سه تا اتاق.شبی ۵۰

خیلی خسته هستم ولی وقتی میبینم شما ۳ تا دوست دارین گشت و گذار رو خستگی یادم میره

عصر اومدم استراحت کنم که برق رفت .مامان و مادربزرگی استراحت کردن ولی من خوابم نبرد.دست تو رو گرفتم و با هم رفتیم سوپرمارکت .وقتی هم برق اومد و خاستم استراحت کنم تو شروع کردی به شیطونی و پریدن روی بابا و به اصطلاح خودت دعوا دعوا با بابا و سرو صدا کردن

دست نوشته های من...

ما را در سایت دست نوشته های من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 178 تاريخ: جمعه 26 بهمن 1397 ساعت: 6:58

صفحه بندی