تبریز

خرید بک لینک
سلام گل قشنگم

روی تخت خوابیدی و چشم سیاه داره با تلفن صحبت میکنه.مادربزرگی روی تخت خودش دراز کشیده و پنکه دستی داره کار میکنه .هوا خیلی گرمه.خصوصا سوئیت چهار تخته ما که کولر هم نداره.پریشب رفتیم ال گلی .دیروز کندوان و موزه قاجار و مقبره الشعرا رو دیدیم و صبح هم رفتیم بازار.از شروع مسافرت تا الان شبها یه خواب راحت نداشتم .یا گرما یا خروپف های مادربزرگ .آستارا که بودیم رفتیم دریا شما کردیم و حالا هم متوجه سوختگی پشت کتف و پوسته پوسته شدن پوست پشت کمرم شدیم.چشم سیاه داره برام کرم می کشه تا بهتر بشه

فردا میریم سمت زنجان و همدان

دست نوشته های من...

ما را در سایت دست نوشته های من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 170 تاريخ: جمعه 26 بهمن 1397 ساعت: 6:58

صفحه بندی