روز اول مهد

خرید بک لینک
سلام گل قشنگم

اومدم خونه با یه دنیا فکر وذکر، دنیام رو گذاشتم و اومدم؛خونه بدون تو و مامانت

دیشب رو زود خوابیدی و صبحساعت 7 بیدار شدی ،مامان رو بردیم بیمارستان و رفتیم خونه مادربزرگی

تا رسیدیم توی کوچه انگار منتظر بود ، در رو باز کردو برات صبحونه آورد و لباسات رو تنت کرد،احساس کردم خیلی دوست داره بیاد، بهش گفتم که اونم بیاد و سریع آماده شد،از زیر قرآن ردت کرد و رفتیم دنبال مامان

مهد شلوغ بود ؛بجه ها با پدر و مادرا ،بعضی ها یا نمی رفتن و یا گریه میکردن، اما تو خیلی خوشحال بودی و به راحتی رفتی

دست نوشته های من...

ما را در سایت دست نوشته های من دنبال می‌کنید

برچسب: روز اول مهد کودک,روز اول مهدی کرمی,روز اول مهد,روز اول مهد كودك,روز اول مهر در مهد کودک,کاردستی روز اول مهد کودک,شعر روز اول مهد کودک,کاردستی روز اول مهد,جشن روز اول مهد کودک,جشن روز اول مهد, نویسنده: بازدید: 176 تاريخ: شنبه 3 مهر 1395 ساعت: 10:24

صفحه بندی